آخرت شناسی در هندوئیزم

مقدمه

میل به جاودانگی و حیات ابدی از اصلی ترین نیازهای درونی بشر است. از سوی دیگر وابستگی کاذب او به دنیای محسوس مادی و عدم درک کامل دنیای پس از مرگ سبب گردیده  آموزه های پیامبران الهی را نادیده بگیرد و خود به دنبال پاسخگویی به این نیاز اصیل باشد. یکی از آن پاسخ های ساخته ذهن بشر موضوع «تناسخ» است، که در این فرصت تاریخچه آن بررسی می شود.

فرجام شناسی[1]

در سرودهای ودایی اشاره ای اندک به مرگ دیده می شود و اگر مرگ است ظاهرا برای دشمنان است هم سوزاندن و هم به خاک سپردان مرده وجود داشته اما سوزاندن معمول ترین روش بوده است . گمان می رفت روح مرد مرده و دودی که از آتش بر می خاست به آسمان می رفت . در کنار مردها جامه ها و زیور آلات می نهادند تا در جهان دیگر به کار برد . زن و سلاح مرده را با او می سوزاندند تا در آن جهان همراه او باشد . روح جاودانه باقی می ماند تنها تن بود که  نابود می شد . روح پس از مرگ به یاری ارواح پدران به روشنایی ابدی می پیوندد بر ارابه می نشیند یا پرواز می کند و در آنجا پدران را می بیند که با یمه برابر جمشید در ادبیات ایرانی- دربرترین آسمان به سر می برند. به این عمل بازگشت به خانه می گویند . یمه به او استراحت گاهی می بخشد[2] .

روح در مذهب هند

هندوان معتقدند که هر انسان ارواحی دارد که پس از مرگ از بدن او خارج شده و برحسب اعمال نیک و بدی که در این جهان انجام داده به بدن های برتر یا پست تر حلول می نماید . این روان و روح را آتمن[3] می خوانند.

علاوه بر این روان فردی به یک روان عمومی نیز معتقدند که آن روان و جان جهان است و می پندارند که این جهان را با تمام اختلافات و تفاوت ها و کثرات آنها مانند بدن آدمی روح است که آن را پرام آتمن[4] می خوانند. سعادت روحی فردی یا آتمن آن است که پس از حلول های بیشمار از بدنی به بدن دیگر سرانجام خود را جان جهان یا پرام آتمن بپیوندد . آتمن یا نفس ناطقه هر چند گاهی به معنای شخصیت جسمانی آدم به کار می رود ولی غالبا اشاره به روح باطنی و جوهر نفسانی انسان است که غیر محسوس از بدن و جسم متمایز است . یعنی حقیقت ذات و گوهر واقعی غیر معلوم انسان که از آن در اصطلاح تعبیر به نفس یا «من»  کنند[5] .

زندگی پس از مرگ

دین هندوئی، مانند تمام ادیان دیگر معتقد است که زندگی بشر با مرگ جسمانی اش تمام نمی شود. روح فناناپذیر بشر حتی بعد از مرگ جسمانی او نیز به حیات خود ادامه می دهد. اما پس از مرگ بدن چه اتفاقی برای روح می افتد؟ روح پس از مرگ جسمانی به چه شکلی یا حالتی پایدار می ماند؟ هندوئیسم پاسخی برای این پرسشها دارد که با پاسخ ادیان سامی بسیار متفاوت است. هندوئیسم در این مورد داستانی دارد که کاملاً آنرا از ادیان سامی متمایز می گرداند. این داستان درباره تناسخ یا تولد دوباره است. بر طبق ایمان هندو، روح پس از مرگ بدن کنونی بر حسب اعمال گذشته خود، به بدن جدید دیگری وارد می شود. روح برای تولد مجدد از بدن قدیمی به بدن تازه انتقال می یابد.

عبارت معروف «گیتا[6] » در این باره چنین است: «درست همانطور که آدمی جامه های کهنه خود را بیرون می آورد و جامه تازه ای بر تن می کند، ارواح تجسد یافته نیز بدن های کهنه را به دور افکنده و بدنهای جدیدی می یابند.» این نظریه تولد دوباره، واقعاً از ویژگی های بسیار مهم دین هندویی است[7].

اصل اعتقاد تولد دوباره برای اولین بار در سنت هندوئی در«بریهدارآرانیاکااوپانیشاد» مطرح می شود، در آنجا سه گروه از هم تمیز داده می شوند – آنانکه به ازلیت «آتمن» اعتقاد دارند، کسانی که آئین قربانی و دایی را به نحو احسن انجام می دهند و کسانی که از هر دو طریقه سر باز می زنند، گروه اول از گردونه تولد و مرگ رهائی می یابند، گروه دوم دوباره به شکل انسان زاده می شوند و گروه سوم محکوم به زندگی به صورت حشرات و خزندگان می شوند.

به هرحال در اینجا نیز توصیفی از مکان های گوناگونی را می یابیم که روح قبل از تولد مجدد باید در آنها سرگردان بماند. وصف آن چنین است:

گروه اول، افرادی که آتش، اجسام کثیف آنها را تطهیر می کند و از میان شعله آتش، روز، به سوی عالم خدایان عبور می کنند و سپس به جهان روشنایی می رسند. فردی روحانی آنها را به سوی برهمن هدایت می کند. برای آنها بازگشتی نیست. اما افراد گروه دوم از میان دود و بخار، شب، به سوی دنیای پدران عبور می کنند و سرانجام به ماه می رسند. در آنجا به غذای خدایان تبدیل می شوند. اما هنگامی که از آنجا عبور کردند به قلمرو فضا، از فضا به هوا، از هوا به باران و از باران به زمین فرود می آیند. اما کسانی که هیچ یک از این دو راه را نمی شناسند به خزندگان و حشرات موذی و اژدها بدل می شوند.

اینکه این جزئیات تا چه اندازه مهم و واقعی است می تواند محل بحث باشد اما جدا از هر گونه بحث و اختلاف نظری می توان گفت که در اینجا با تصویری روشن از تولد دوباره رو به رو هستیم[8].

زنر[9] تولد دوباره را وجه مشخصه دین هندویی می داند و می گوید: «آنچه دقیقاً دین هندویی و دین بودایی منشعب از آن را از ادیان سامی متمایز می کند، پذیرش بی چون و چرای نظریه تولد مجدد، تجسد دوباره و تناسخ ارواح است[10]».

تناسخ (سمساره و کرمه)

تصور وجود آتمن فردی جاودانه ای که همان برهمن عالم گیر باشد ، زمینه و اغراض آیین های دینی را دگرگون ساخت.  در سرودهای ودایی قدیم تر غرض از تقدیم قربانی جلب نظر مساعد خدایان بود رأی تضمین زندگی خوبی در زمین و سفر بی خطری به آسمان در پس مرگ . در اوپانیشادها منظور عوض شد زیرا دیگر خدایان برترین موجودات نبودند و مأوای آسمانی آنها هدف غایی ابدی نبود . در این دوره اعتقاد به یک طول عمر واحد جای خود را به یک نظام تناسخ یا چرخه ای از نوزایی ها موسوم به سمساره[11]  داد[12].

برطبق قانون كرمه هر آدذمي مانند دهقان است كه محصول كشته خود را مي درود. و براي اعمال انساني هيچ گونه قضاوت و داوري وجود ندارد و نيز توبه  و شفاعت  ويا عفو و غفران از طرف پروردگار معنايي نخواهد داشت.[13]

بنا به عقیده هندوها روح انسان در هنگام مرگ و در همه احوال جز در یک حالت که روح در مقام اعلی با براهما وحدت نام حاصل می کند به کالبد و یا جسم دیگری انتقال پیدا کرده و یک سلسله تولد و تجدید حیات را طی می کند و پس از هر تولد و هر مرگی دوباره بار دیگر روح به بدنی دیگر حلول می کند . و این تولدها ممکن است بی انتها بوده و تا ابدالدهر ادامه داشته باشد . این گردش دولاب گونه روح را در اصطلاح کرمه[14]  گویند . مقصود از گردونه کرمه این است که روح آدمی در طول تحولات بی شمار خود و حلول در بدن های مختلف عوض نمی گردد و گوهر ذاتی آن تغییر نمی کند و تنها غالب و تن خود را تبدیل می کند . درواقع این تعویض تن ها تن یا جامه را کرمه خوانند . حال اگر آدمی شخصی بدکار باشد . خصوصا نظام کاست را رعایت نکرده باد پس از مرگ روح کیفر اعمال خود را می بیند و به جسم اشخاص پست تر و بدن های حیوانات و حشرات حلول می کند و پیاپی ازبدنی به بدن دیگر منتقل می شود و اگر به بدن طبقه پست تر هم پاریا حلول کند باید در تهذیب نفس بکوشد  تا پس از مرگ این روح در قالب مقدمات عالی تر منتقل شود . اگر شخصی زندگی خود را به درستی گذرانده باشد قوانین نظام اجتماعی را خوب رعایت کرده باشد پس از مرگ روح او به بدن صاحب كاستی بالاتر حلول می مند . در کردونه کرمه هر ذی روحی تابع این قانون است . بنا براین انسان مسئول نیک و بد اعمال خویش است . پس تنها ضمانت احرایی برای خوب بودن  یا نبودن انسان در دین هندو همین سمساره و قانون کرمه است و همین باعث دغدغه خاطر برای پیروان این دین گردیده است .

از آنجا که کردار و گفتار و پندار هر کس موجب چگونگی زندگی بعدی یا سرنوشت او خواهد بود ، پس نجات روح از سرگردانی و خلاصی از هر گونه تناسخ بعدی به جز کشتن خواهش های نفسانی و پرهیز از لذات  و خوسی های این دنیا میسر نیست . و اگر انسان به چنین حدی برسد روح وی از گردونه کرمه خلاص می شود که این خلاصی روح را در اصطلاح مکشه[15] گویند  . آن زمانی است که روح فردی یا آتمن به روح کل یا جان جهان می پیوندد.

بدیهی است که عقیده سمساره و قانون کرمه درست متناسب و درخور روش اجتماعی هندوها (کاست) واقع شده . از این رو رعایت نظام کاست در جامعه هندویان باقی مانده است[16] .

راه رهايي از چرخه نوزايي و و دستيابي به مكشه و رهايي از سمساره است و ممكن نيست مگر با آگاهي و دانش.[17]

کرمه به معنی عمل است و از پیامدهای عمل . هر عملی که ما انجام می دهیم و حتی هر اندیشه و هر خواسته ای که داریم تجربیات آینده ما را شکل می دهد . زندگی ما آن چیزی است که ما انجامش داده ایم و خود ما به واسطه آنچه که انجام داده ایم شکل می گیریم . ما نه تنها در این زندگی اعمال خوب یا بدی را که کشته ایم درو می کنیم ؛ بلکه این اعمال پس از مرگ جسمانی نیز ما را تعقیب کرده و بر تناسخ بعدی ما تأثیر می گذارند . اما هدف نهایی پدید آوردن زندگی های خوب از طریق اعمال نیک نیست[18]  .

بنا بر اين تنها راه رهايي از رهايي انسان از گردونه تناسخ و تولد هاي مكرر در جهان پر از رنج و بلا دست يافتن به موكشه يعني رهايي وبه تعبير ديگر پيوستن به نيروانا است.[19]

پیدایش نظریه تناسخ و کرمه در اندیشه هندوان

وقتی که اقوام آریایی وارد هند شدند مردمی نیرومند و با نشاط بودند و بسیار نسبت به زندگی خوشبین اما پس از تسلط دراویدیها و تحت تأثیر اندیشه های آنها کم کم اندیشه انکار نفس و ترک دنیا در مغز ایشان پدیدار گردید . اعتقاد به تناسخ و کرمه منحصر به مردم هند نیست بلکه در هند این عقیده به عنوان اصول مسلم دینی پذیرفته شده است[20].   همانگونه كه انسان در چرخه تولد هاي مكرر گرفتار است معتقدند عالم نيز در زمان بسيار طولاني در چرخه اضمحلال و خلق جديد سير مي كند.[21]

بهشت دوزخ از نظر هندو

آخرت شناسی هندوئی، عمدتاً شامل اعتقاد به حلول ارواح از بدنی به بدن دیگر است، اما در نظر هندوهای عوام، تصور بهشت و دوزخ نیز وجود دارد و به درستی معلوم نیست که چگونه هندوها عقیده به بهشت و دوزخ را به مفهوم تولد دوباره ربط می دهند[22].

اثری از عقیده به تولد مجدد را در «وداها» به ندرت می توان یافت. به نظر می آید که «وداها» عقیده به بهشت و دوزخ را می پذیرند، اما عقیده به تناسخ را قبول ندارند. تنها زمانی که به او «اوپانیشادها» می رسیم به این نظریه تولد دوباره برمی خوریم که بعدها نقشی بسیار محوری در دین هندوئی بازی می کند. وداها، معتقدند که انسان در نتیجه اعمال نیک یا بدی که در زندگی زمینی انجام داده به بهشت یا دوزخ می رود. اگرچه مطالب اندکی درباره عذاب های دوزخ در وداها بیان شده، از بهشت و لذات آن سخن بسیار رفته است. لذت های بهشتی معمولاً به صورت مادی تصویر می شود. در آنجا روح، بدن ظریف تر و جدیدی پیدا کرده و از تمام نقص ها مبرا می شود. غذاها و نوشیدنی های بهشتی برای خوردن و آشامیدن وجود دارد. شادی و شعف و فعالیتی بدون محدودیت، نسیم ملایم و لطیف و آب گوارا و جویهایی از شیر و غیره وجود دارد. همه چیز در آنجا فراوان است و هیچ چیز کمیاب نیست. در آنجا نه بیماری وجود دارد و نه پیری و نه نقص و عیبی. همه در آنجا در کمال سعادت و شادی به سر می برند.

عقیده به داوری نهایی پس از مرگ که ما آن را به طرز چشم گیری در ادیان سامی می یابیم، اولین بار در «برهمنه ها» آمده است. در آنجا اشاره می شود که اعمال بشر در ترازویی سنجیده می شوند و افراد به تناسب سنگینی اعمال نیک و یا بدشان پاداش داده یا مجازات می شوند. (برای مثال اگر عمل نیک بر بد فزونی یابد یا اعمال بد بر خوب) در حضور «یاما» (خدای سرزمین مردگان)مؤمنان از غیرمؤمنان جدا می شوند و افراد مؤمن به بهشت و گروه دوم به جهنم روانه می شوند[23].

توصیف بهشت در وداها

در کتاب مقدس هندوها «ویدا» به طور تفصیل بحثی از بهشت و« یما » به میان نیاورده است لیکن در برخی از کتاب های آنان بهشت این طور تفسیر و تعریف شده است :

((بهشت صدها فرسنگ طول و عرض و ارتفاع دارد لذات و جلال و قشنگی و طراوت آن خارج از توصیف و بیان است تنها اطراف بهشت ویشن که ازخدایان است زیاده از سیصد هزار فرسنگ راه است و تمامی عمارت ها و ستون ها و سرستون های آن طلا است .

کسی که داخل بهشت می شود چندین هزار کنیزک و حوری و ارابه ها و تخت روا های مرصع به جواهرات بوی ارزانی می دارند .

گل های رنگارنگ اطراف حوض های بهشت را احاطه کرده است بهترین نقاط بهشت اختصاص به جوکیان و مرتاضان که در دوران زندگی ریاضت کشیده اند دارد .

همان طوری که قطره در دریا غرق می شود روح جوکیان نیز با خدا متحد می گردد[24].))

در ذکر مجامع و جایگاه های پاداش اعمال از بهشت و دوزخ

ابوریحان در کتاب ماللهند می نویسد هندوان جایی را که چند نفر در آن جمع شوند لوک می گویند و جهان در قسمت اولیه به بالا ، پایین و میانه  تقسیم می شوند ؛  عالم بالا را سفر لوک نامند که بهشت است و جهان پایین ناگلوک گویند که جایگاه مارهاست و جهنم می باشد که آن را نرلوک نیز می نامند . طبقه پایین زمین ها را پاتال می گویند .

و اما جهان اوسط که ما در آن زندگی می کنیم مادلوک نامیده می شود . و مانشلوک هم می گویند که به معنی جایگاه مردم و برای اکتساب خیر و شر است و جهان بالا که جایگاه ثواب کاران است و جهان اسفل محل بدکاران و محل کیفر و عقاب است که پاداش اعمال خود را استحقاق داشته باشد . برحسب مدت عمل در این دومحل به ثواب و عقاب خواهد رسید و در این دو محل که جهان بالا و پایین باشد روح به تنهایی در حال تجرد از بدن خواهد بود .

افرادی که نتوانند به بهشت صعود و یا به جهنم نزول کنند جای دیگری دارند که ترجکلوک نامیده می شود و آن مقام عبارت است از نبات ها و حیوانات غیر ناطق که روح متناسخ در آنها رفت و آمد خواهد کرد تا به تدریج از پایین ترین مراتب که مرتبه نباتات است به عالی ترین مراتب که دارای حس است رسیده و به مقام انسانیت صعود می کند .

به عقیده هندوها روح یا از برای این که پاداش عمل او به اندازه ای است که نمی توان به یکی از محل های ثواب و یا عقاب برود و یا برای این که از دوزخ برگشته است در این افراد خواهد بود .

کسی که به دنیا می آید اگر از بهشت باشد به  صورت انسانیست کسی که از جهنم به دنیا می آید و در انواع نباتات و حیوان رفت و آمد می کند تا آن که به مرتبه انسانی برسد .

در اخبار هندوان عدد دوزخ ها و صفت ها و  اسامی آنها بسیار است و برای هر گناهی به خصوص یک دوزخ قائلند و در کتاب (بشن پران) هشتاد و هشت هزار دوزخ ذکر شده و ما برای نمونه چند نوع از آن دوزخ ها را در ذیل نقل می کنیم :

1-    شخصی که به دروغ برکسی ادعا کند و یا گواهی دروغ بدهد و کسی که این دو را کمک کند و کسی که خون ناحق بریزد و حقوق مردم را غصب نماید و آن را غار کند و کسی که حیوان ها به خصوص گاو کسی را بکشد به یکی از جهنم ها که نامش روده است خواهد رفت .

2-    کسی که کسی را خفه کند و کسی که برهمن را بکشد و سارقین طلا و آنان که با این سه دسته مصاحبت و موافقت کنند و امیران و رهبرانی که به حال رعیت نظر ندارند و کسی که با خانواده استاد خود و یا با عروس خویش زنا کند به جهنمی که نامش (تب گنب) است می رود.

3-    کسیکه از راه طعمه فحشا و همخوابه خویش را چشم پوشی می کند و کسی که با دختر یا عروس خود زنا می کند و کسی که اولاد خود را بفروشد و کسی که از دارایی خود برخود و عائله خود بخل ورزد و مال خود را خرج نکند به دوزخی که مهاجال نام دارد خواهد رفت

4-    کسی که استاد خود را رد کند و به آرا و عقاید او رضایت ندهد و برای مردم خواری روا دارد و آنان را سبک بشمارد و کسی که بهایم وطی کند و کسی که یه بوداها توهین کند یا این دو را سبب کسب در بازارها قرار دهد و از آن ارتزاق کند به دوزخی که نامش شول است می رود.

5-    کسانی که شمشیر و کار می سازند به دوزخی که شسن نام دارد خواهند رفت

6-    کسانی که دارایی خود را از راه طمع در صلات امرا و بزرگان پنهان سازند و شخص برهمن اگر گوشت یا چربی یا روغن یا رنگ و شراب بفروشد به دوزخ آذرمک خواهد رفت .

7-    بازیگران و آنها که در بازارها و رهگذرهای مردم شعر می خوانند و کسی که جز برای آب کشیدن چاهی احداث کند و کسی که در ایام معظمه با زن خود نزدیکی کند و کسی که خانه مردم را آتش بزند و کسی که رفیق خود را فریب دهد و از راه طمع در مال او را ببوسد این افراد هم به دوزخ رودر خواهند رفت .

8-    کسی که مزاحمت زنبور عسل را فراهم کند و عسل آن را برای خوراک خود بردارد به دوزخ بیترن خواهد رفت .

9-    کسی که اموال مردم را غصب و یا زن های مردم را در مستی جوانی اغفال کند به دوزخی به نام کریش خواهد رفت .

10-کسی که درختان را قطع کند و مردم را از سایه آنها محروم نماید به دوزخ اسپتربن می رود .

11-کسی که رسوم باستانی خود را ترک کند و شرایع  احکام باستانی وقعی نگذارد چنین کسی گناهش از همه بیشتر است و به بدترین دوزخ که نامش سندنشک است خواهد رفت .

برخی از هندو انسانیت را واسطه در اکتساب دانسته اند چون شخص مرتبه اش از ثواب یا عقاب کوتاه تر باشد از راه تناسخ در انسانیت رفت و آمد می کند و بهشت را برای این که شخص استحقاق دارد برای پاداش کارهای خوبی که کرده است مدتی از نعمت های بهشت برخوردار می شود بالاتر از انسانیت شمرده اند رفت و آمد در نبات و حیوان را برای اینکه شخص مدتی کیفر اعمال خود را بکشد پایین تر از انسانیت شمرده اند و جهنم جز این انحطاط از بشریت چیز دیگر نیست[25] .

 منابع:

1. مهرداد بهار ، ادیان آسیایی ، نشر چشمه ، چاپ هشتم ، 1388

2. محمد جواد مشکور ، خلاصه ادیان در تاریخ دین های بزرگ ، نشر شرق ، چاپ دوم ، 1362

3. کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381

4. سی بل شاتوک  ، دین هندو ، ترجمه حسن افشار ، نشر مرکز ، چاپ اول 1381

5. غلامعلی آریا  ، آشنایی با تاریخ ادیان ، نشر پایا ، چاپ پنجم 1385

6. پت فیشر ، دایره المعارف ادیان زنده جهان ، ترجمه مرضیه سلیمانی ، نشر علم ، چاپ اول 1389

7.اکبر دانا سرشت ، فلسفه هند قدیم از کتاب ماللهند ابوریحان بیرونی ، نشر امیرکبیر ، چاپ سوم 1363

8. عبدالعضیم رضایی ، تاریخ ادیان جهان ، ج2 ، نشر علمی ، چاپ چهارم 1389

9. زین العابدین قربانی لاهیجی  ، بسوی جهان ابدی ، نشر طباطبایی ، چاپخانه علمیه قم

10. جان بایر ناس ، تاریخ جامع ادیان ،  ترجمه علی اصغر حکمت ، نشر علمی و فرهنگی ، چاپ نوزدهم 1388

11. ويتمن ، سيمن ، آيين هندو ، ترجمه علي موحديان ، مركز مطالعات اديان ومذاهب 1382

12. سروپالی راداکریشنان ، تاریخ فلسفه شرق ، ج 1 ، ترجمه خسروجهانداری ، نشر سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی ، چاپ نخست 1367

13. گزیده ریگ ودا  ؛ قدیمیترین سرودهای آریایی هند ، به تحقیق و ترجمه دکتر سید محمد رضا جلالی نائینی با پیشگفتار دکتر تاراچند ، مورخ و فیلسوف بزرگ هند ، نشر نقره ، چاپ دوم 1367

14. رابرت.ا.هیوم ، ادیان زنده جهان ، ترجمه عبدالرحیم گواهی ، نشر علم ، چاپ شانزدهم 1386

15.  سید محمد رضا جلالی نائینی ، هند در یک نگاه ، نشر شیرازه ، چاپ اول 1375

16. داریوش شایگان ، ادیان و مکتب های فلسفی هند ، انتشارات امیر کبیر ، تهران 1375



[1]  V panisad  : در لغت به معنی فرو نشستن در کناری می باشد .

[2]  مهرداد بهار ، ادیان آسیایی ، نشر چشمه ، چاپ هشتم ، 1388، صفحه 167ـ 168 

[3]  Atman   ریشه اساسی این واژه نامشخص است. در ریگ ودا(صفحه131) معنای نفس یا جوهر حیاتی به کار رفته

[4]  Pram atman (ابوالارواح)  

[5]  محمد جواد مشکور ، خلاصه ادیان در تاریخ دین های بزرگ ، نشر شرق ، چاپ دوم ، 1362 ، صفحه 61

[6]  بهَگَوَد گیتا یا بهاگاواد گیتا (سنسکریت: भगवद्गीता، سایر نام‌های فارسی: بگودگیتا، باگاوادگیتا) مهمترین و اسرارآمیزترین بخش حماسه هندی موسوم به ماهابهاراتا است که از دو کلمهٔ بهَگَوان به معنی خداوند و گیتا به معنی سرود و نغمه تشکیل شده و شامل ۱۸ فصل و دربرگیرنده حدود ۷۰۰ بیت می باشد.

[7]  کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381،  صفحه32-31

[8]  کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381،  صفحه 35-34

[9]  رابرت چارلز زنر(به انگلیسی: Robert Charles Zaehner) (زادهٔ ۸ آوریل ۱۹۱۳- مرگ ۲۴ نوامبر ۱۹۷۴) متخصص و پژوهشگر ادیان شرقی بریتانیایی بود. او همچنین یک افسر عضو سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا بود و در دهه ۱۹۵۰ میلادی در ایران در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقش داشت .

[10]  کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381،  صفحه32

[11]  semsara

[12]  سی بل شاتوک  ، دین هندو ، ترجمه حسن افشار ، نشر مرکز ، چاپ اول 1381 ، صفحه 36 ــ 35

[13] جان بایر ناس ، تاریخ جامع ادیان ،  ترجمه علی اصغر حکمت ، نشر علمی و فرهنگی ، چاپ نوزدهم 1388  ص 156

[14]  karma

[15]  moksha

[16]  غلامعلی آریا  ، آشنایی با تاریخ ادیان ، نشر پایا ، چاپ پنجم 1385 ، صفحه 54 ــ 53

[17] شاتوك ، سي بل ، دين هند ، ترجمه حسن افشار ، نشر مركز 1381 ، ص 106

[18]  ماری پت فیشر ، دایره المعارف ادیان زنده جهان ، ترجمه مرضیه سلیمانی ، نشر علم ، چاپ اول 1389 ، صفحه 130

[19]  توفيقي ، حسين ، آشنايي با اديان بزرگ ، انتشارات سمت 1389  ، ص 37

[20]  غلامعلی آریا  ، آشنایی با تاریخ ادیان ، نشر پایا ، چاپ پنجم 1385 ، صفحه 54 ــ 53

[21] ويتمن ، سيمن ، آين هندويي ، ترجمه علي موحديان ، مركز مطالعات اديان و مذاهب قم

[22]  کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381،  صفحه35

[23]  کدرنات تیواری  ، دین شناسی تطبیقی، ترجمه دکتر مرضیه (لوئیز) شنکایی، نشر سمت ، چاپ اول ، 1381،  صفحه 34 ــ 33

[24]  زین العابدین قربانی لاهیجی  ، بسوی جهان ابدی ، نشر طباطبایی ، چاپخانه علمیه قم ، صفحه42

 [25]  اکبر دانا سرشت ، فلسفه هند قدیم از کتاب ماللهند ابوریحان بیرونی ، نشر امیرکبیر  ، چاپ سوم 1363 ، صفحه 67 ــ 65 و عبدالعضیم رضایی ، تاریخ ادیان جهان ، ج2 ، نشر علمی ، چاپ چهارم 1389 ، صفحه 221 ــ 219